یکی از عواملی که موجب تأثیرگذاری بر خواننده میشود، بهرهگیری از درهمآمیختگی احساسات گوناگون در متن است که در حوزهی مطالعات ادبی، گروتسک نامیدهمیشود. در پژوهش حاضر به بررسی انواع گروتسک در آثار داستانی بیژن نجدی پرداخته شده است و چگونگی به کارگیری آنها مورد مطالعه قرار گرفته است. گروتسک در داستانهای نجدی در انواعی همچون عنوانهای گروتسکی، فضاهای گروتسکی، بدنهای گروتسکی، گروتسک دریافت، رفتارها و باورهای گروتسکی و جملهها و ترکیبهای گروتسکی دیدهمیشود. نجدی با بهرهگیری از عواملی همچون برگزیدن عناصر شگفتانگیز و دلهرهآور، در هم آمیختن واقعیت و خیال و بهرهگیری از عنصر زمان و مکان در کنار استفاده از حسهای درهمآمیخته و توصیف بدنهایی که حالت طبیعی خود را از دست دادهاند، توانسته است گروتسک را به خوبی در آثار خود نمایان سازد. داستانهای نجدی از نوع داستانهای گروتسکی با محتوای وحشت و تنفّر است. وی با سبک ادبی و شاعرانه خویش، تصاویر و فضاهای گروتسکی را در آثار خود به خوبی خلق کرده است و این عامل بر جذابیت داستانهای نجدی افزوده است.